نویسنده: آویسا شرفی
ناشر: نشر میچکا
زنگ خانه خورد. ناظم، دسته کلید را داد به سرایدار جدید و سفارشهایش را تکرار کرد. وقتی همه رفتند، سرایدار از حیاط شروع کرد به تمیزکاری تا رسید به زیرزمین. سرکی به کتابخانه و اتاق ورزش کشید و آخر سر رفت سراغ آزمایشگاه…
در کتاب «اژدهای آزمایشگاه» از مجموعهی «وقتی ما نیستیم!»، سر زنگ آزمایشگاه، یک مداد کوچک میافتد زمین. میرود زیر پای بچهها و با تن زخمی و نوک شکسته، توی آزمایشگاه جا میماند. به هوش که میآید، هوا تاریک است و در نور مهتاب، وسایل آزمایشگاه، عجیب و ترسناک به نظر میرسند. مداد سروصدا میکند و آزمایشگاه را میگذارد روی سرش. وسایل آزمایشگاه از خواب میپرند و او را بیشتر میترسانند. اسکلت میخواهد با انگشت دراز استخوانیاش مداد را بگیرد و با آن نقاشی بکشد و بِشِر دنبال حلال مداد میگردد تا حلاش کند و همه از شرش خلاص شوند. نزدیک است مداد پس بیفتد که اژدهای آزمایشگاه وارد میدان میشود.
✓ موجود در انبار
تنها ۱ عدد باقی مانده
در حال بارگذاری...
برای ثبت نظر بایدوارد حساب کاربریشوید.
در حال بارگذاری...
برای پرسیدن سوال بایدوارد حساب کاربریشوید.