نویسنده: آماندا لی
مترجم: مهدی حجوانی
ناشر: افق
این پسر کوچولو اسمش دایان است. مامان دایان توی شکمش یک توراهی دارد؟ یعنی چی؟ یعنی قرار است یک نینی به دنیا بیاورد. بعضی وقتها دایان به شکم مامانش دست میکشد و میفهمد که نینی دارد لگد میزند. وقتی نینی به دنیا بیاید دایان کوچولو برادرِ بزرگ میشود… وقتی کسی برادرِ بزرگ میشود باید کارهای مهمی انجام بدهد.
من هم حالا برادر بزرگم اولین جلد از مجموعه کتابهای مقوایی «دایان دیگه بزرگه» است. با مطالعهی این کتاب، کوچولوهایی که فرزند جدیدی به خانوادهشان اضافه شده است و بهتازگی خواهر یا برادر شدهاند، احساس آرامش و اطمینان پیدا میکنند.
اتفاقات تازهای در راه است. مامان چندتا لباس کوچولو، جوراب و پوشک خریده است و دایان متوجه شده که بهزودی قرار است یک نینی کوچولو به جمع خانوادهی آنها اضافه شود. گاهی وقتها نینی توی شکم مامان شیطنت میکند. اینجور وقتها دایان با لمس شکم مامان لگدهای او را حس میکند.
در نهایت، یک روز مامان همراه با بابا به بیمارستان میرود و دایان چند روزی همراه با پدربزرگ در خانه میماند. اگر گفتی وقتی مامان و بابا به خانه میآیند، چه کسی را همراه خود آوردهاند؟ بله، یک نینی کوچولو و خیلی ریزهمیزه که گاه گریه میکند و گاه کارهای بامزهای انجام میدهد. اما بیشتر وقتها خواب است! به نظر شما، آیا دایان برادر بزرگ بودن را دوست دارد و با نینی جدید دوست میشود؟ یا ممکن است از دست گریههای او خسته شود؟
✓ موجود در انبار
تنها ۱ عدد باقی مانده
در حال بارگذاری...
برای ثبت نظر بایدوارد حساب کاربریشوید.
در حال بارگذاری...
برای پرسیدن سوال بایدوارد حساب کاربریشوید.