ناشر: بازی و اندیشه
آخرین شب پاییز بود و ماهپری غمگین بود. دلودماغی نداشت. همهی آدمها تقویم داشتند و هیچکس زمان و کارهایش را با او تنظیم نمیکرد. هوا بهقدری آلوده بود که اگر کسی هم میخواست نمیتوانست او را بهدرستی ببیند. ساعت خواب آدمها عوض شده بود. اصلاً انگار شب دیگر فرقی با روز نداشت!
کتاب تصویری «ماه پری» داستانی تألیفی و جذاب از مجموعهی «قصه هایی برای جشن های ایرانی» است. این داستان از سویی، کودکان را با برخی آیینها (شب یلدا) و خردهفرهنگهای ایرانی (رسم حنا گذاشتن زنان در جنوب ایران و…) آشنا میکند و از سوی دیگر، توجه کودکان را به گونههای در حال انقراض جلب مینماید. کودکان با مطالعهی این کتاب با نقش تأثیرگذار خود بر محیطزیست نیز آشنا میشوند.
سالهای سال «ماه پری» ملکهی قدرتمند شبها بود. او هر شب از بالای آسمان به مردم روی زمین نگاه میکرد. اما این اواخر همهچیز تغییر کرده بود. انگار مردم دیگر کاری با او نداشتند. حالا آنها تمام کارهایشان را بر اساس تقویم تنظیم میکردند. اصلاً شب و روز دیگر برای آدمها خیلی فرق نداشت. حالا آنها داروخانهی شبانهروزی داشتند، ساندویچی شبانهروزی و حتی لولهکشی شبانهروزی!
برای همین چیزها بود که ماهپری، در آخرین شب پاییز، اصلاً خوشحال نبود و دست آخر هم تصمیم گرفت که برود و خودش را در یک سیاهچاله گم کند. پس لباس سیاهش را به تن کرد و راه افتاد. او در راه گوزن زرد ایرانی را دید که با صدایی قشنگ مشغول آواز خواندن بود و از ماهپری کمک میخواست؛ اما گوزن زرد برای چه آواز میخواند و ماهپری چه کمکی میتوانست به او بکند؟ پس از آن، چشمهای تیزبین ماهپری به جغد انباری افتاد. اینطور که به نظر میرسد، او هم از ماهپری کمک میخواهد!
به نظر شما، ماهپری راهش را بهسمت سیاهچاله ادامه میدهد یا اینکه برای کمک به این جانوران تصمیمش را تغییر خواهد داد؟
دست دوم — عالی
✓ موجود در انبار
تنها ۱ عدد باقی مانده
در حال بارگذاری...
برای ثبت نظر بایدوارد حساب کاربریشوید.
در حال بارگذاری...
برای پرسیدن سوال بایدوارد حساب کاربریشوید.