نویسنده: تری فن، اریک فن
مترجم: آزاده شکوری راد
ناشر: نشر پرتقال
لیزی و ابری که باید رها می کرد – مجموعه من و دوستانم2,500,000 ریال تعطیلات آخر هفته بود. لیزی آخر هفتهها با پدر و مادرش به پیادهروی میرفت. برای گذراندن یک روز تعطیل کجا بهتر از پارکی پر از آلاچیق، فواره و سایهی درختان بزرگ؟ لیزی یکراست دوید بهطرف آقای ابرفروش… آنروزها دیگر ابرها خیلی طرفدار نداشتند، اما لیزی اینطور فکر نمیکرد. معرفی صوتی کتاب «لیزی و ابری که باید رها می کرد» را بشنوید: پخشکننده صوت 00:00 00:00 برای افزایش یا کاهش صدا از کلیدهای بالا و پایین استفاده کنید. 3 عدد در انبار 1 افزودن به سبد خرید 3 عدد در انبار محصولات مرتبط کتاب های مجموعه من و دوستانم کتاب های بیشتر توضیحات کتاب تصویری «لیزی و ابری که باید رها می کرد» از مجموعهی «من و دوستانم» منتشر شده است؛ داستانی دربارهی رشد و بلوغ، معنای واقعی محبت و ازخودگذشتگی، مسئولیتپذیری و قدرت رهایی. داستانی که میگوید: «امکان رشد در رها کردن به دست میآید، نه در زندانی کردن چیزهایی که دوستشان داریم!» تا به حال شده که یک ابر کوچولو را با خودتان به خانه ببرید و حسابی از آن مراقبت کنید؟ این همان کاری است که لیزی انجام داد! لیزی در گردشی که همراه مامان و بابا رفته بود، چشمش به ابرهای فروشی قشنگی افتاد؛ ابرهای پفپفی چیتانپیتانی و ابرهای مدل ماهی و فیل! اما لیزی آنها را نمیخواست. او فقط یک ابر معمولی میخواست، یک ابر کوچولوی نرمالو! و دست آخر هم پیدایش کرد، آن را خرید و با خودش به خانه برد. لیزی برای ابرش اسم میلو را انتخاب کرد و بعد هم برگهی راهنمای مراقبت از آن را بهدقت خواند. او هر روز با دقت به میلو آب میداد و در عوض، میلو هم گلدانهای خانه را آبیاری میکرد. آن دو دوستان خیلی خوبی برای یکدیگر بودند. اما میلو هر روز بیشتر و بیشتر رشد میکرد. حالا او به ابر خیلی بزرگی تبدیل شده بود؛ ابری که دیگر توی اتاق جا نمیشد! و تازه، مدام هم دوست داشت ببارد! پس لیزی چی؟ اینطوری که نمیشود ادامه داد! لیزی تصمیم گرفت که دوباره نگاهی به برگهی راهنما بیندازد! شاید واقعاً راهحلی برای ادامهی این دوستی وجود داشته باشد.
✓ موجود در انبار
تنها ۱ عدد باقی مانده
در حال بارگذاری...
برای ثبت نظر بایدوارد حساب کاربریشوید.
در حال بارگذاری...
برای پرسیدن سوال بایدوارد حساب کاربریشوید.
برادران فن در کتاب لیزی و ابری که باید رها میکرد، مانند دیگر اثر پرفروش خود، «راز درختها»، به سراغ مفهومی اساسی و مهم مانند رهاکردن بهموقع چیزها در زندگی میروند. میلو شاید ابر ازمدافتادهباشد، اما همانی است که لیزی دلش میخواهد با خودش به خانه ببرد. خیلی بزرگ نیست. خیلی هم چیتانپیتان نیست. همانی است که باید باشد. لیزی با دقت تمام از میلو مراقبت میکند و تمام وقتش را صرف نگهداری از او میکند. میلو روزبهروز بزرگتر میشود و نگهداری از او سخت میشود. میلو آماده است تا به آسمان برود. اما لیزی چطور؟ او هم آماده است تا ابرش را رها کند؟ با خواندن این کتاب، کودکان علاوهبر سرگرم شدن با داستان جذاب و تصویرسازیهای بینظیر، مفهومی مانند رهاکردن بهموقع و پذیرش مسائل در زندگی را بهآسانی یاد میگیرند.