نویسنده: لنکالی
مترجم: پگاه فرهنگ مهر
ناشر: داهی، مجید
داستان و موضوع کتاب، در بیمارستان میگذرد. مکانی که تداعیگر درد، شکایت، فغان و در سیاهترین شکلش، مرگ است. اما این رمان، روایتی برای زندگی، عشق و امید است.
داستان کتاب به امید دل بستم با مرگ آغاز میشود. مرگی که طلیعهی داستان را به تلخی میکشاند. این مرگ و تلخی، تنها نقطهی سیاه و دردناک داستان نیست. باز هم میتوان رنگ مرگ را در داستان دید و شخصیت اصلی نیز با دردهایی اینچنین مواجه میشود. شخصیتهای داستان، با بیماریهای سخت و مزمن مواجهاند. آنها تصمیم میگیرند روزگار سخت خود را با هم و روزهایشان را با خوشیها و ماجراجوییهای کوچک بگذرانند. از درد عبور کنند و امید را در آغوش بگیرند. یکی از سرگرمیها یا دلخوشیهای غریبی که شخصیتهای بیمار داستان برای خود برمیگزینند، دزدی است. دزدیهای کوچکی که با یک شیطنت کوچک در بیمارستان آغاز میشود و رفتهرفته با برنامهریزی شخصیتهای داستان بزرگتر میشود و لحظههای عجیبی را رقم میزند. همین سرگرمیهاست که این شخصیتها را به هم نزدیک میکند و میشود آخرین دلخوشی آنها برای گذراندن باقیماندهی عمرشان.
✓ موجود در انبار
تنها ۱ عدد باقی مانده
در حال بارگذاری...
برای ثبت نظر بایدوارد حساب کاربریشوید.
در حال بارگذاری...
برای پرسیدن سوال بایدوارد حساب کاربریشوید.